حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
225
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
واسط از او پيروى كردند و با هزار و صد و بيست نفر قيام كرد . يزيد بن عبد الملك ، برادرش مسلمه را براى مبارزه با او برگزيد ، مسلمه در عقر از سرزمين بابل با يزيد برخورد كرد و اين جنگ به قتل يزيد بن مهلب منجر شد . عين جمل : از مناطق كوفه ، بخشى از نجف و نزديك قطقطانه است چون در آنجا شترى مرد به اين اسم ناميده شد . برخى مىگويند : كسى كه آنجا را كشف كرد ، نامش جمل بود . غاضريه : منسوب به غاضره از بنى اسد كه روستايى از نواحى كوفه و نزديك كربلاست . غريان : تثنيه غرى است ، و آن جسم آغشته به چسب است ، غرى به معناى بتى كه گوسفندان را در برابرش ذبح مىكردند نيز آمده است ، غريان يعنى طربالان و آنها دو ساختمان شبيه صومعه هستند كه در حومه كوفه و نزديك مرقد حضرت على ( ع ) قرار دارند . گويد : غريان در كوفه است ، هشام بن محمد كلبى گفت شرقى بن قطامى براى من روايت كرده ، گفت : منصور مرا نزد برخى از پادشاهان فرستاد ، و من دربارهء عربها و نسب ايشان سخن گفتم ، ولى او نه خشنود شد و نه شگفتزده . وى گويد : مردى از يارانش به من گفت : اى ابا مثنى ! در كلام عرب غرى چيست ؟ گفتم : غرى به معناى زيبايى است ، و عرب مىگويد : هذا رجل غرى يعنى اين ، مرد زيبايى است اين دو ساختمان به علت زيبايى آنها در آن زمان غريين ناميده شدند ، و غريانى كه در كوفه قرار دارد مانند غريانى بنا شده كه فرمانرواى مصر آنها را در كشورش ساخت و بر آنها نگاهبانانى گماشت و هر كسى كه در اين دو بنا نماز نمىخواند ، كشته مىشد ، لكن وى را ميان پذيرش در امر مخير مىكرد كه به هر حال ، از مرگ رهايى نداشت و نبايد درخواست حكومت مىكرد و فورا آنچه را مىخواست به وى مىداد ، سپس او را مىكشت و روزگارى بدين منوال سپرى شد . وى گويد : روزى رختشويى از افريقا با الاغ و چوبدستىاش به آنجا آمد و از كنار غريان گذشت ولى در برابر آنها نماز نخواند ، لذا نگهبانان او را گرفتند ، رختشوى گفت : چرا مرا گرفتيد ؟ گفتند : چرا نزد غريان نماز